خدا هیچکسی رو اینطوری ضایع نکنه

خرید بک لینک

امکانات وب

-->-->--> -->-->--> -->-->--> -->-->-->

-->-->-->-->

-->-->-->
 

داستان خنده دار, پارمیدا

 

علی:خانومت و دختر کوچولوت چطورن؟

دانیال: خوبن. اتفاقا معصومه و پارمیدا هم خیلی دوست دارن تو رو ببینن.

علی:آره منم همینطور. آخ که اگه من اون پارمیدای خوشگل و نازتو ببینم، می نشونمش توی بغلم و یه دل سیر ماچش می کنم و حسابی اون چشمای قشنگشو می بوسم.

وای که چه موهای لختی داره پارمیدا.

آدم دوست داره دستشو بکنه لای موهاش. با اینکه فقط

عکسشو دیدما، ولی عاشقش شدم. وای که این پارمیدا

چقدر ناز و خوردنیه! باور کن ببینمش اصن نمی ذارم

از توی بغلم تکون ...

دانیال: ببین ادامه نده. پارمیدا اسم زنمه! اسم دخترم معصومه ست!

محمد پرهام ...

ما را در سایت محمد پرهام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: محمد پرهام بازدید: 34 تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند 1392 ساعت: 22:08

صفحه بندی